رفع چندین ابهام

با عرض سلام و ادب  و احترام خدمت استاد محترم دوره، تیم پشتیبانی زحمت کش و در کل تیم مکتب خونه عزیز (:

من اول سوالم بگم که من دوست دارم اگر به سراغ یادگیری چیزی رفتم عمیق یادش بگیرم پس ممکنه خیلی سوال بپرسم و بابت این سوالات زیاد همین ابتدای امر عذرخواهی میکنم

داخل صحبت هایی که استاد انجام میدادند راجع به E یا I بودن من از ابتدای کار سلسله سوالاتی برام پیش اومد که عبارتند از:

A- پیرو مکتب روانشناسی یونگ آیا ممکنه زخم برداشتن ها بر E یا I بودن اثر بگذارند؟ واضح تر بگم من در دوره راهنمایی (اون هم تازه پیرو یکسری زخم های دیگه و البته یکسری ویژگی های دوره نوجوانی) خیلی دوست داشتم به صورت رد و بدل کردن با اساتیدم درس بخونم یعنی مثله E ها با وسط حرف اومدن و امتداد دادن حرف معلم ها نتیجه گیری مشارکتی و از این قسم تا اینکه سال سوم راهنمایی یکی از اساتید بدجور من رو بابت این ویژگیم تحقیر کرد از اون به بعد حداقل در حوزه صحبت کردنم به شدت I شدم. بابت این I بودن در دوره دبیرستان به من برچسب بی اعتماد به نفس زده شد و از اونجایی که خیلی به حرف دیگران اهمیت میدادم و قضاوت سایرین برام مهم بود باعث شد یکم بیشتر در خودم فرو بروم و I تر بشوم تا دوره دانشگاه که با یک انفجار در فعالیت در حوزه های مختلف انگار ناخودآگاهم میخواست اون I بودن تحمیلی و اون ماسک چسبیده به صورتم رو به شدت بکنه ولی همچنین من تلفیقی از هردو باقی موندم

 

B- من دوست دارم داخل یک جمع خیلی صحبت کنم از موضوعات مختلف ولی از یه جایی به بعد انگار خسته میشم از پرگویی ضمن اینکه بحث های جمع های دور همی های امروزه هم زیاد متنوع نیستن همش ختم میشن به کلیشه هایی از غم و نا امیدی و سیاست و فوتبال انگار میخام پر جرفی کنم ولی نه در این حوزه های کلیشه ای و حوصله سر بر. آخرش میترسم نفهمم که من E هستم یا I (: .

 

C- استاد محترم فرمودند E ها به شدت علاقه مند به دورهمی و مهمونی و این طور مباحث هستند، حالا این رو من میگم چه کسی فارغ از این مباحث روانشناسی از خوش گذروندن و تفریح و دورهمی بدش میاد؟ مسئله اینه که آدم اینقدر کار داره یا کار برای خودش جور کرده که فرصت نمیکنه از یک حد معینی بیشتر داخل این مجالس باشه یعنی به شخصه یکم وقت تلف کردن میدونم زیاد از حدش رو

 

D- یک مسئله دیگر هم این که یک وقت هست آدم دوست داره بره بیاد بگه و بشنوه و موضوعات مختلف و دایره متفاوت از اشخاص و بحث ها ولی به خاطر تفاوت عقایدش و اینکه ترس از نحوه قضاوت عقایدش داره و برخورد و واکنش دیکران به عقایدش ترجیح میده زیاد صحبت نکنه این قضیش چیه؟

 

در پایان همه این سوالات رو پرسیدم چون من تو بخش دیگر صحبت های استاد دیدم من آدمی هستم که به خیلی زمینه های مختلف علاقه مندم و در اون ها مشغول فعالیت هستم.

 

حالا به نطر شما این آش شله قلمکار اسمش E هست یا I؟ (;

3 پاسخ
0 امتیاز
AKBAR76
13:23 1399/10/11
دوست داشتن تنهایی 2

با سلام دوباره،

این رو هم اضافه کنم که من مشکلی با صرف وقت با خودمم ندارم. ولی مورد به مورد فرق میکنه، مثلا تنهایی کتاب خوندن، ورزش کردن، و حتی سفر کردن برام لذت بخشم هست ولی تنهایی کار و تحقیق کردن خیلی سخت و طاقت فرساست مثلا.

1 پاسخ
1 امتیاز
آران نصیری
14:57 1399/06/27
دوست داشتن تنهایی

سلام و خسته نباشید،ممنون که اینقدر شیوا و شفاف توضیح میدین! یه سوال داشتم در مورد برونگرایی خودم. من خیلی از این رفتارها و ترجیحاتی رو که برای برونگراها بیان کردین رو دارم ولی در عین حال حضور در جمع در هر شرایطی بهم انرژی نمیده؛ یعنی، حاضر نیستم تو هر جمعی شرکت کنم. به عبارتی اگه تو جمع باشم ولی نتونم، با همون اصطلاحی که به کار بردین، مرکز توجه باشم یا کار مفیدی بکنم یا یه چیزی رو کنترل کنم شدیدا انرژیم از دست میره و اون لحظه ترجیح میدم تنها باشم و به کارای خودم برسم. و یه موضوع دیگه اینکه درسته من راندمانم تو بلند بلند حرف زدن و مشورت با یکی که کنارم باشه که فکرامو براش بگم بیشتر میشه ولی در عین حال در شرایطی که فکر میکنم ممکنه کسی که قراره باهاش صحبت کنم به حرفام توجه نکنه و یا نتونه پا به پای من بیاد، بازم ترجیح میدم تنها باشم. آیا این موارد مغایرتی با برونگرا بودن من دارن؟ یعنی وقتایی که من تنهایی رو ترجیح میدم باید شک کنم که واقعا برونگرام یا صرفا ماسک برونگرایی زدم؟

1 پاسخ
0 امتیاز
آران نصیری
14:56 1399/06/27
طیف بودن برونگرایی

با سلام و احترام

با توجه به این نکته که استاد فرمودند I ,Eبودن یک طیف هست میخواستم بدونم امکانش هست یک فرد در شخصیت شناسی MBTI به صورت E باشه ولی در رفتارشناسی I , DISC اش پایین باشه؟ تناقض ایجاد نمیشه؟

1 پاسخ
0 امتیاز
مینا نعمتی
17:49 1399/01/17
تشکر
ممنون که اینهمه توضیحاتتون کامل و قابل لمسه واسه من اولین بار و البته بسیار جذاب هست که اینطوری میتونم نمایه ای از عملکرد و ترجیحات خودم رو ببینم. سوالات بسیاری درحال شکلگیری هست که مطمنا به زودی پس از گذراندن سایر قسمت ها در صورت بقا خواهم پرسید.
0 پاسخ
0 امتیاز
محسن یزدانی
09:34 1398/02/15
n و s بودن در موقعیت های مختلف

سلام

من احساسم اینه که قبلا N بودم ولی مدتی هست که خلقیاتم در حال تبدیل شدن به s هست. و یا لااقل در انجام امور مربوط به کار خودم ( بانکدار ) رفتارم شبیه s ها است ولی در امور مربط به زندگی شخصی رفتارم شبیه N ها است.

آیا چنین موردی امکان دارد؟؟

نکته اینکه من هنوز دوره رو تموم نکردم ولی تا همینجای کار ( فصل پنج : سوالات تکمیلی) این سوال برای من وجود داردو شاید در ادامه ی اموزش متوجه نوع شخصیتی خودم بشوم.

با تشکر از شما و دوره ی جذاب و آموزندتون

1 پاسخ
0 امتیاز
هادی گلی کیکاسری
19:02 1398/02/02
تاثیر افسردگی و خجالتی بودن بر ترجیح دریافت انرژی
با سلام .ببینید هرچند میدونم افسردگی سرکوب شدن و یا خجالتی بودن ربطی به مدل دریافت انرژی فرد ندارد ولی بر مدل رفتار اون شخص اثر می گذارد .فرض کنید شخصی سال ها دچار افسردگی و ترس از جمع و یا سرکوب در جمع شده باشد چطور میشود تشخیص داد این شخص درون گراست یا برون گرا
1 پاسخ
0 امتیاز
مجتبی رحیمی
15:35 1398/01/14

برای طرح سوال در تالار گفتگو باید در درس ثبت نام کرده و ایمیل خود را در قسمت ویرایش پروفایل وارد کنید.