هوش و ساختار: ساختار های پیشین یا عادت های صرف

 
00:00 / 00:00
1.8x
1.4x
1.0x
0.7x
HD SD
HD
SD
اشتراک‌گذاری

×

گزارش خرابی

در مباحث جلسات پیش حول جهان‌شمولیت (Universality) و چالش تغییر و مساله‌ی عمومیت (Generality)،  دیدیم که هر یک از دو پارادایم Knowledge-Based و Learning-Based با چه رویکردی به حل این چالش‌ها می‌پردازند. نکته‌ای که در جلسه‌ی چهارم مورد بررسی عمیق‌تر قرار گرفته اینست که یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های دو رویکرد مذکور، ذیل مساله‌ی ساختار (Structure) صورتبندی شده است؛ به این شکل که پارادایم Knowledge-Based از وجود ساختار درونی پیشینی (Prior Innate Structure) برای عامل هوشمند به شکلی حداکثری دفاع می‌کند، در حالیکه پارادایم Learning-Based خلاف این جهت را ارجح می‌داند. در نتیجه‌ی این رویکردها، پارادایم اول در مواجهه با مشاهدات و داده‌های بی‌ساختار (Unstructured Data) ضعف شدید داشته و لذا در انجام عمل ادراک (Perception) ناتوان است، در حالیکه نقطه قوت پارادایم دوم دقیقا همینجاست. اما از دیگرسو، بر خلاف پارادایم اول، پاردایم دوم از انجام استنتاج‌های ارتباطی (Relational Reasoning)، تعمیم‌های منطقی، و صدور قضایای جهان‌شمول، تا حد زیادی ناتوان است.
در ادامه‌ی این جلسه، برای درک بهتر تبار رویکرد این دو نظرگاه نسبت به مساله‌ی ساختار، به نظریه‌ی ذهن دیوید هیوم (David Hume) پرداخته شده و عناصر اصلی این نظریه (Impression / Idea / Sensation / Reflection / Imagination / Association Principles / etc) و دینامیک آن‌ها مورد بررسی قرار گرفته است.
در نهایت به این پرسش پرداخته شده که نسبت هر یک از دو پارادایم پیش‌گفته با نظریه ذهن هیوم چیست. در پاسخ به این پرسش می‌بینیم که پاردایم اول فاصله‌ی زیادی با این دیدگاه دارد. در بررسی پاردایم دوم نیز با محور قرار دادن یادگیری عمیق (Deep Learning) درمی‌یابیم که هر چند فضای این رویکرد به دیدگاه هیومی نزدیک‌تر است، اما همچنان عناصر اساسی دیدگاه مذکور در آن غائب است.
 
 
دانلود با کیفیت بالا
دانلود با حجم کم