اهداف یادگیری چیست؟
اهداف یادگیری مشخص میکنند که دانشجویان پس از گذراندن دوره، چه چیزهایی یاد میگیرند و چه کارهایی میتوانند انجام دهند.
یک هدف یادگیری خوب باید دو ویژگی مهم داشته باشد:
- قابل مشاهده باشد: دانشجو بتواند با انجام یک کار مشخص نشان دهد که مهارت موردنظر را یاد گرفته است.
- قابل سنجش باشد: بتوان میزان یادگیری دانشجو را از طریق تمرین، آزمون یا بررسی عملکرد او ارزیابی کرد.
برای مثال، این هدف یادگیری را در نظر بگیرید:
«ارائه بازخورد سازنده به همکاران با استفاده از چارچوب موقعیت، رفتار و تأثیر.»
دانشجو میتواند با نوشتن یک بازخورد بر اساس این چارچوب نشان دهد که مهارت موردنظر را یاد گرفته است. مدرس نیز میتواند با بررسی متن بازخورد، میزان تسلط دانشجو را ارزیابی کند.
چرا اهداف یادگیری اهمیت دارند؟
اهداف یادگیری هم به دانشجویان کمک میکنند دوره مناسبی انتخاب کنند و هم به مدرسان کمک میکنند محتوای دوره را بهتر طراحی کنند.
این اهداف معمولاً از اولین اطلاعاتی هستند که دانشجویان هنگام بررسی دوره میبینند. بنابراین باید به آنها کمک کنند تا بهسرعت متوجه شوند با شرکت در دوره چه مهارتهایی به دست میآورند.
اهداف یادگیری دو کاربرد اصلی دارند:
۱. کمک به دانشجویان برای انتخاب دوره مناسب
اهداف یادگیری به دانشجویان نشان میدهند که پس از پایان دوره چه تواناییهایی خواهند داشت. همچنین به آنها کمک میکنند بفهمند برای شرکت در دوره به چه دانش یا مهارت اولیهای نیاز دارند.
دانشجویان برای یادگیری مهارتهای جدید، زمان و گاهی هزینه زیادی صرف میکنند. بنابراین اگر اهداف یادگیری واضح و دقیق نوشته شده باشند، راحتتر میتوانند تشخیص دهند که آیا دوره با نیازها، سطح دانش و اهداف شغلی آنها همخوانی دارد یا نه.
۲. کمک به برنامهریزی و ساختاردهی محتوای دوره
اهداف یادگیری فقط برای معرفی دوره نیستند؛ بلکه باید مبنای طراحی محتوای آموزشی هم باشند.
وقتی از ابتدا مشخص کنید دانشجویان قرار است چه چیزهایی یاد بگیرند، میتوانید فصلها، جلسات و تمرینهای دوره را بهتر برنامهریزی کنید.
این کار کمک میکند مطالب به ترتیب مناسب و بهصورت مرحلهبهمرحله آموزش داده شوند و دانشجویان مسیر یادگیری منظم و مشخصی داشته باشند.
چگونه با نوشتن اهداف یادگیری مناسب، دوره خود را بهتر معرفی کنیم؟
در صفحه لندینگ دوره در مکتبخونه، بخشی وجود دارد که مهارتها و آموختههای دانشجویان را معرفی میکند.
پیشنهاد میکنیم برای دوره خود چند هدف یادگیری مشخص و کاربردی بنویسید که مهمترین مهارتهای آموزشدادهشده در دوره را پوشش دهند.
هنگام نوشتن این اهداف، بهروشنی توضیح دهید دانشجویان پس از پایان دوره چه کارهایی میتوانند انجام دهند و مهارتهایی که یاد گرفتهاند چه کاربردی برایشان دارد.
تعداد اهداف یادگیری باید بهاندازهای باشد که محتوای اصلی دوره را بهخوبی معرفی کند، اما نه آنقدر زیاد که خواندن آنها برای مخاطب خستهکننده شود.
هنگام نوشتن اهداف یادگیری به این موارد توجه کنید:
- روی مهارتها و نتایجی تمرکز کنید که واقعاً برای مخاطبان دوره ارزشمند هستند.
- از تکرار بیشازحد کلمات کلیدی برای بهتر دیدهشدن دوره خودداری کنید.
- وعدههایی ندهید که محتوای دوره نمیتواند آنها را برآورده کند.
- بهجای هدفهای کلی و مبهم، مهارتهای مشخص و قابل سنجش را معرفی کنید.
پیشنهاد: خودتان را جای دانشجویی بگذارید که قصد دارد در دوره شما شرکت کند. اهداف یادگیری دورههای مشابه را بخوانید و از خودتان بپرسید: چه چیزی باعث میشود این دوره را به دورههای دیگر ترجیح دهم؟
از اصول طراحی آموزشی برای نوشتن اهداف یادگیری استفاده کنید
برای نوشتن اهداف یادگیری میتوانید از روشهای شناختهشده طراحی آموزشی، مانند طبقهبندی بلوم (Bloom’s Taxonomy) کمک بگیرید.
این روش به شما کمک میکند اهداف یادگیری را متناسب با سطح دانش و مهارتی که از دانشجویان انتظار دارید، مشخص کنید؛ از بهخاطر سپردن اطلاعات ساده گرفته تا تحلیل موضوعات، ارزیابی و خلق ایدههای جدید.
هنگام نوشتن اهداف، در نظر بگیرید که مخاطبان دوره چقدر با موضوع آشنا هستند و انتظار دارید پس از پایان دوره به چه سطحی از یادگیری برسند.
شش سطح یادگیری در طبقهبندی بلوم
۱. بهخاطر سپردن (Remembering): توانایی یادآوری یا تشخیص اطلاعات، اصطلاحات و مفاهیم پایه، حتی بدون اینکه فرد درک عمیقی از آنها داشته باشد.
۲. فهمیدن (Understanding): توانایی درک مفاهیم و توضیحدادن آنها به زبان خود.
۳. بهکارگیری (Applying): توانایی استفاده از آموختهها برای حل مسئله یا انجام کارها در موقعیتهای جدید.
۴. تحلیل کردن (Analyzing): توانایی بررسی یک موضوع، شناخت بخشهای مختلف آن و پیدا کردن ارتباط میان مفاهیم.
۵. ارزیابی کردن (Evaluating): توانایی بررسی و قضاوت درباره موضوعات بر اساس معیارهای مشخص.
۶. خلق کردن (Creating): توانایی استفاده از آموختهها برای ساختن چیزهای جدید یا ارائه ایدهها و راهحلهای تازه.
مثالی از کاربرد طبقهبندی بلوم
فرض کنید میخواهید یک دوره هندسه مقدماتی طراحی کنید.
اگر هدف شما این باشد که دانشجویان روش محاسبه مساحت اشکال هندسی را بفهمند، میتوانید هدف یادگیری را اینطور بنویسید:
«توضیح روش محاسبه مساحت مثلث، مربع و دایره.»
اما اگر انتظار دارید دانشجویان بتوانند آموختههای خود را به کار بگیرند، هدف مناسبتر این است:
«محاسبه مساحت مثلث، مربع و دایره با استفاده از فرمولهای هندسی.»
تفاوت این دو هدف در کاری است که دانشجو باید بتواند انجام دهد. در مثال اول، کافی است دانشجو روش محاسبه را بفهمد و توضیح دهد؛ اما در مثال دوم، باید بتواند با استفاده از فرمولها، مساحت اشکال مختلف را محاسبه کند.
نکته: دانشجویان علاوه بر یادگیری مفاهیم، معمولاً به دنبال کسب مهارتهای کاربردی هم هستند. بنابراین بهتر است در اهداف یادگیری، فقط به دانستن مفاهیم اکتفا نکنید و به کارهایی که دانشجویان پس از پایان دوره میتوانند انجام دهند هم اشاره کنید.
اهداف یادگیری باید دقیق، روشن و واقعبینانه باشند
اهداف یادگیری باید بر اساس مهارتها و نتایجی نوشته شوند که دانشجویان واقعاً میتوانند در طول دوره به آنها دست پیدا کنند.
از نوشتن اهداف کلی و مبهم، تکرار بیدلیل کلمات کلیدی و دادن وعدههای اغراقآمیز خودداری کنید.
برای مثال، در یک دوره هندسه مقدماتی، دو هدف زیر را با هم مقایسه کنید:
نمونه نامناسب:
«یادگیری تمام فرمولهای هندسه و تبدیلشدن از یک فرد مبتدی به استاد بیرقیب هندسه.»
نمونه مناسب:
«استفاده از فرمولهای پایه هندسه برای محاسبه مساحت اشکال هندسی، طول وتر مثلث قائمالزاویه و محیط دایره.»
هدف دوم بهتر است؛ چون دقیقاً مشخص میکند دانشجو چه مهارتهایی یاد میگیرد و چه کارهایی میتواند انجام دهد. در مقابل، هدف اول مبهم است و وعدهای میدهد که لزوماً با محتوای دوره قابل دستیابی نیست.
هنگام نوشتن اهداف یادگیری، سعی کنید از نمونه دوم الگو بگیرید.
چگونه اهداف یادگیری مؤثر بنویسیم؟
اهداف یادگیری خوب باید واضح، مشخص، قابل سنجش، دستیافتنی و متناسب با نیاز دانشجویان باشند.
بهتر است این اهداف روی کارهایی تمرکز کنند که دانشجو پس از پایان دوره میتواند انجام دهد. همچنین باید با محتوای دوره و تمرینها یا آزمونهای آن هماهنگ باشند.
برای نوشتن اهداف یادگیری میتوانید چهار مرحله زیر را دنبال کنید:
مرحله اول: مشخص کنید دانشجو قرار است چه چیزی یاد بگیرد
ابتدا موضوع یا مهارتی را که میخواهید آموزش دهید، مشخص کنید.
مثال: محاسبه طول وتر یک مثلث.
مرحله دوم: مشخص کنید دانشجو باید به چه سطحی از یادگیری برسد
از خودتان بپرسید دانشجو قرار است فقط با یک مفهوم آشنا شود، آن را توضیح دهد یا بتواند در عمل از آن استفاده کند؟
برای تعیین این سطح میتوانید از طبقهبندی بلوم کمک بگیرید.
مثال: در اینجا سطح «بهکارگیری» را انتخاب میکنیم؛ چون میخواهیم دانشجو بتواند از آموختههایش برای حل مسئله استفاده کند.
مرحله سوم: از فعلهای مشخص و قابل سنجش استفاده کنید
هدف یادگیری را طوری بنویسید که بتوان تشخیص داد دانشجو مهارت موردنظر را یاد گرفته است یا نه.
برای این کار از فعلهایی مانند «محاسبه کند»، «طراحی کند»، «مقایسه کند» یا «تحلیل کند» استفاده کنید.
مثال: «محاسبه طول وتر مثلث با استفاده از قضیه فیثاغورس.»
مرحله چهارم: کاربرد مهارت را مشخص کنید
در صورت نیاز، توضیح بیشتری اضافه کنید تا دانشجو بداند قرار است مهارت موردنظر را کجا و برای چه کاری به کار ببرد.
مثال: «محاسبه طول وتر یک مثلث قائمالزاویه با استفاده از قضیه فیثاغورس برای حل یک مسئله ساده ساختمانی.»
با دنبالکردن این چهار مرحله، میتوانید اهدافی بنویسید که هم برای دانشجویان روشن و قابل فهم باشند و هم بتوان میزان یادگیری آنها را ارزیابی کرد.
ترفندها
- اهداف یادگیری را واضح و قابل سنجش بنویسید. مشخص کنید دانشجویان پس از پایان دوره چه کارهایی میتوانند انجام دهند.
- واقعبینانه باشید. از نوشتن اهداف مبهم و دادن وعدههای اغراقآمیز خودداری کنید. فقط مهارتهایی را معرفی کنید که واقعاً در دوره آموزش داده میشوند.
- از اهداف یادگیری برای معرفی بهتر دوره استفاده کنید. این اهداف در صفحه لندینگ دوره به دانشجویان کمک میکنند با مهارتهای قابل کسب آشنا شوند و راحتتر تصمیم بگیرند.
- محتوای دوره را بر اساس اهداف یادگیری طراحی کنید. فصلها، جلسات و تمرینها را طوری برنامهریزی کنید که دانشجویان بهتدریج به اهداف مشخصشده برسند.
- سطح دانش مخاطبان را در نظر بگیرید. با کمک روشهایی مانند طبقهبندی بلوم، اهداف یادگیری را متناسب با سطح دانش اولیه و تواناییهایی که انتظار دارید دانشجویان کسب کنند، تنظیم کنید.