مسعود معجونی گل خطمی
من مهندس معجونی هستم دارای مدرک مهندسی.اولین باری که فهمیدم پول واقعاً چه معنی دارد، وقتی بود که حدود ۱۳ سال داشتم. تابستان بود و کاملاً اتفاقی شروع کردم به دستفروشی. قبل از آن، پول فقط یک عدد بود؛ چیزی که پدر و مادرم میدادنددرباره من
اولین باری که فهمیدم پول واقعاً چه معنی دارد، وقتی بود که حدود ۱۳ سال داشتم.
تابستان بود و کاملاً اتفاقی شروع کردم به دستفروشی.
قبل از آن، پول فقط یک عدد بود؛ چیزی که پدر و مادرم میدادند.
اما وقتی خودم چیزی فروختم و پولش را گرفتم، یک حس عجیب داشتم. فهمیدم پول در واقع نتیجه یک معامله است؛ نتیجه این که تو بتوانی برای کسی ارزشی ایجاد کنی.
کل آن تابستان کارم همین بود. فروش.
تابستان بعدی رفتم در یک مکانیکی کار کنم.
اما خیلی زود فهمیدم این مدل کار برای من نیست.
این که هر روز چند ساعت برای کسی کار کنی و آخر ماه یک مبلغ ثابت بگیری، حس خوبی به من نمیداد.
من از همان موقع فهمیدم چیزی که برایم جذاب است این است که خودم یک کالا یا خدمت داشته باشم و آن را بفروشم.
سالها بعد در موقعیتهای مختلفی فروش را تجربه کردم؛ از فروشهای ساده گرفته تا فعالیت در حوزههای خدماتی، دیجیتال و حتی تجارت.
و در تمام این تجربهها یک چیز را فهمیدم:
فروش فقط یک شغل نیست؛ یک مهارت پایه برای زندگی و کسبوکار است.
