دیدگاه کاربران
بر اساس امتیاز 75 دانشجو
فرهاد زندشیراز
با گوش دادن همدلانه، پرسشهای درست و پرهیز از نصیحت عجولانه، اعتماد و صمیمیت را در گفتوگوها تقویت کنید.
یاد میگیری فرق بین «شنیدن» و «گوش دادن واقعی»
میفهمی چرا بیشتر وقتا نصیحت کردن جواب نمیده
کشف میکنی چطور فقط با گوش دادن میتونی دل آدمارو ببری
تمرین میکنی وسط حرفای طرف مقابل دنبال نسخهپیچی نری
3 ساعت ویدئو
1 فایل ضمیمه قابل دانلود
گواهینامه مکتبخونه
دسترسی مادامالعمر به محتوای دوره
فقط گوش بده... نصیحتم نکن!
سلام رفیق
یه چیزی میخوام بهت بگم که شاید اولش عجیب به نظر بیاد:
خیلی وقتا ما فکر میکنیم بلدیم خوب گوش بدیم، بلدیم کنار دوست، همسر، همکار یا حتی بچهمون بشینیم و به حرفاش گوش کنیم... ولی راستشو بخوایم بیشتر وقتا فقط منتظریم نوبتمون بشه که جواب بدیم یا سریع بریم سراغ راهحل دادن و نصیحت کردن!
حالا خبر خوب چیه؟
یه دوره درست کردم با یه اسم بامزه و متفاوت:
«فقط گوش بده... نصیحتم نکن! »
هم اسمش فان و خودمونیه، هم محتواش پر از نکتههای کاربردی و بهدرد بخور برای زندگی واقعی.
داستان از کجا شروع شد؟
من خودم همیشه آدمی بودم که فکر میکردم شنوندهی خوبیام. ولی بعد یه جایی فهمیدم خیلی وقتا وسط حرفای طرف مقابلم، ذهنم پرواز میکنه یا دارم تو دلم نسخه میپیچم براش. بعد هم سریع میپرم وسط و میگم: "ببین به نظرم باید این کارو بکنی..." و همونجا همهچی خراب میشه!
یعنی نیتت خوبه ولی نتیجه؟ طرف حس میکنه شنیده نشده، حس میکنه داری قضاوت یا نصیحتش میکنی.
این شد که رفتم دنبال یاد گرفتن "هنر واقعی گوش دادن".
چی توی این دوره هست؟
تو این دوره اومدم دو تا کتاب فوقالعاده مهم و پرمغز رو گذاشتم زیر ذرهبین:
کتاب راه و رسم گوش دادن (The Art of Listening) از کیت مرفی.
کتاب تله نصیحت (The Advice Trap) نوشته مایکل بانگی استانیر.
این دوتا کتاب مثل دو بال برای پرندهان. یکی یادمون میده چطور واقعا گوش بدیم، اون یکی نشون میده چرا اینقدر وسوسه میشیم نصیحت کنیم و چطور از این دام دربیایم.
چرا این دوتا کتاب؟
خب بذار یه جور خودمونی توضیح بدم:
-راه و رسم گوش دادن مثل یه چراغ قوهست که میندازه روی تاریکیهای ذهن ما. میگه بابا گوش دادن فقط ساکت بودن نیست! یعنی شنیدن کلمات کافی نیست. باید بفهمی طرف چی پشت کلماتش قایم کرده. باید حضور داشته باشی. باید واقعا بخوای بفهمی.
-تله نصیحت میاد میزنه تو سرمون (البته با مهربونی) و میگه: "داداش! هرکی میاد پیشت لزوما دنبال راهحل نیست. بعضیا فقط میخوان شنیده بشن." و راستشو بخوای خیلی وقتا نصیحت کردن بیشتر برای تخلیهی خودمونه تا کمک به طرف مقابل!
سبک آموزش چطوریه؟
من اومدم این مفاهیمو خیلی خودمونی و ساده برات ضبط کردم. نه خبری از لحن خشک دانشگاهیه، نه اسلایدای پر از متن. همهچی توی این دوره انگار داری با یه دوست توی کافه میشینی و اون برات از تجربهها و کتابایی که خونده تعریف میکنه .
همزمان هم کلی مثال زدم از زندگی واقعی: از رابطههای عاشقونه گرفته تا مکالمه با بچهها، تا کار و محیط شغلی. چون بالاخره همهمون هر روز توی موقعیتهای مختلف گیر میافتیم که یکی داره باهامون حرف میزنه و ما باید انتخاب کنیم: گوش بدیم یا بریم سراغ نصیحت.
چرا اسمشو گذاشتم «فقط گوش بده... نصیحتم نکن!»؟
چون این جمله رو خیلی وقتا دلم میخواست داد بزنم تو صورت بعضی آدما!
مثلا پیش اومده بری پیش رفیقت بگی: "حالم بده، کلی استرس دارم..." بعد اون بجای اینکه بگه "میفهمم، بگو چی شده"، شروع کنه به خطابه دادن:
"ببین تو باید مدیتیشن کنی، بعدشم فلان کتابو بخون، بعدشم برو کوه..."
درحالیکه تو فقط میخواستی شنیده بشی.
پس این اسم خودش یه پیام داره:
این دوره یادمون میده کمتر حرف بزنیم و بیشتر بشنویم.
قراره چی گیرت بیاد؟
اگه توی این دوره همراه ما بشی، قراره اینا نصیبت بشه:
-یاد میگیری چطور بدون قضاوت به آدمها گوش بدی.
-میفهمی چرا نصیحت کردن خیلی وقتا جواب نمیده و حتی رابطه رو خراب میکنه.
-میتونی یه مهارت طلایی توی ارتباطاتت بسازی که همه عاشقت بشن: شنونده بودن .
-تمرینای عملی داری تا فقط تئوری نمونه.
-حتی خودت بهتر با خودت حرف میزنی، چون گوش دادن اول باید از درون خودت شروع شه.
چرا این مهارت مهمه؟
ببین، دنیای امروز پر از حرف زدن و اطلاعاته. همه دارن مینویسن، میگن، داد میزنن... ولی خیلی کم پیدا میشن کسایی که واقعا بلد باشن گوش بدن.
اگه تو جزو اون دسته باشی، یه جورایی میشی آدم خاص جمع.
تو رابطههای عاشقونه، شنونده بودن یعنی صمیمیت بیشتر.
تو محیط کار یعنی همکارا حس میکنن درک شدن.
حتی توی پدر و مادری یعنی بچهت حس میکنه دیده شده.
باور کن، گوش دادن یه سوپر پاور مخفیه!
یه اعتراف کوچولو
وقتی داشتم این دوره رو ضبط میکردم، خودم چند بار وسط کار خندیدم! چون موقع توضیح دادن "تله نصیحت" یهو یاد خودم میافتادم که چقدر افتادم تو این دام.
ولی همین باعث شد دورهام واقعیتر بشه. چون من از موضع "معلم بالای کوه" نیومدم، از جایگاه "همسفر" اومدم.
به کی پیشنهاد میکنم؟
این دوره برای همهست، ولی بیشتر به درد این آدما میخوره:
-کسایی که میخوان رابطهشون با شریک زندگیشون عمیقتر شه.
-والدینی که میخوان بهتر با بچههاشون ارتباط بگیرن.
-مدیرها و رهبرهایی که میخوان تیمشونو واقعا درک کنن.
-هرکسی که دلش میخواد شنوندهی بهتری باشه و کمتر تو دام نصیحت کردن بیفته.
جمعبندی خودمونی
پس اگه آمادهای که یه بار برای همیشه با مهارت "گوش دادن" آشتی کنی، و از شر وسوسهی نصیحت کردن هم خلاص بشی، این دوره دقیقا همونه که دنبالش بودی.
اسمشم همیشه یادت میمونه:
فقط گوش بده... نصیحتم نکن!
بیا باهم این سفر شنیدن رو شروع کنیم. قول میدم بعدش دنیا برات یه جور دیگه دیده بشه .
بر اساس امتیاز 75 دانشجو

پس از گذراندن دوره به صورت آنلاین در سایت مکتبخونه، گواهینامه رسمی پایان دوره به زبان فارسی و انگلیسی، توسط مکتبخونه به اسم شما صادر شده و در اختیار شما قرار میگیرد.
کیفیت این آموزش توسط مکتبخونه تضمین شده است. در صورت عدم رضایت، با شرایط زیر میتوانید درخواست بازگشت وجه کنید.
من کوچ فرهادم…
یک انسان کاملاً معمولی، پر از اشتباه و با شوقی بیپایان برای کشف و بهبود.
با ۱۸ سال سابقه در زمینههای:
-کوچینگ فردی و سازمانی
-تدریس و مشاوره در حوزه دیجیتال برندینگ و دیجیتال مارکتینگ
-منتورینگ در ترید و روانشناسی معاملاتی
تحصیلات:
-کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی
-MBA بازاریابی، دانشگاه تهران
-کوچینگ حرفهای فردی و کسبوکار، دانشگاه تهران
مدارک تخصصی در زمینههای:
-مهندسی شبکههای کامپیوتری (CISCO و Microsoft)
-دیجیتال مارکتینگ و دیجیتال برندینگ (Google و HubSpot)
-کارآفرینی در اقتصادهای نوظهور (HarvardX)
-روانشناسی، تئوری انتخاب و واقعیت درمانی
-و …
علایق شخصی:
-۱۸ سال پژوهشگر و دانشآموز در حوزه ادیان و مکاتب معرفتی غربی و شرقی، بهویژه حکمت خسروانی باستانی ایران
-تدریس و مطالعه مثنوی
اغلب سازمانها فکر میکنن مشکلشون «استراتژی»، «فروش» یا «نیروی انسانی»ه؛
اما تجربه به من ثابت کرده ریشهی بیشتر این چالشها در انتخابهای روزانهی آدمهاست—
جایی که روانشناسی، مدیریت و رفتار انسانی به هم میرسن.
من کوچ حرفهای توسعه فردی و کسبوکارم با تمرکز عمیق بر تئوری انتخاب و روانشناسی مثبتگرا؛
کسی که بهجای نسخههای انگیزشی زودگذر،
روی ساختن تصمیمهای سالم، پایدار و اثربخش کار میکنه.
MBA مارکتینگ دارم و بازاریابی رو نه بهعنوان ابزار فشار،
بلکه بهعنوان علم فهم انگیزه، نیاز و ارزش میشناسم.
در کنار اون، بهعنوان متخصص منابع انسانی،
HR رو قلب زندهی سازمان میدونم؛
جایی که عملکرد، فرهنگ و تعهد شکل میگیره.
من با مدیران دربارهی هدف، شاخص، رشد و نتیجه حرف میزنم،
و همزمان زبان کارکنانی رو میفهمم که دنبال معنا، امنیت و پیشرفتاند.
رویکرد من ترکیبیست از تفکر سیستمی، روانشناسی کاربردی و واقعگرایی مدیریتی.
تجربهی کوچینگ به من آموخته که تغییر واقعی با اجبار اتفاق نمیافته؛
با انتخاب آگاهانه ساخته میشه.
نقش من تسهیل این انتخابهاست—
چه در توسعهی فردی،
چه در ساختن تیمها و سازمانهای کارآمدتر.
اگر بهدنبال فردی هستید که
انسان را عمیق بفهمد،
کسبوکار را دقیق ببیند،
و این دو را به نتیجه تبدیل کند،
این دقیقاً جاییست که من وارد میشوم.

آموزش مهارت درست گوش دادن و کنترل نصیحتگری